تبليغاتX
خاطرات روزانه ابوعمار
 
   
     
 
 
 

خاطرات انتخاباتی

یک بنده  خدایی سخت سرگردان و ناراحت  بود کسانی متوجه نگرانی او شدند وقتی دلیل را از او پرسیدند گفت من نمی دانم چه بکنم ؟ اگر تند راه می روم می گویند دیوانه است و اگر آهسته راه بروم می گویند تنبل است. من نمی دانم چطور بروم که مردم چنین نگویند.

ما نیز چنین حالی داریم اگر با جنب و جوش فراوان شرکت بکنیم یا با کندی و سستی هیچ فرقی در سرنوشت ما نمی کند . .

تجارب روزگار گذشته

در یکی از انتخاباتها (ریاست جمهوری ) ما تصمیم گرفتیم با جدیت تمام فعالیت کنیم تا بلکه نظر مثبت و محبت مسئولین مملکت را جلب نماییم.

ستادی درست کردیم با نام ..... ستاد مرکزی مقرش در زاهدان بود اما در همه شهرها شعبه هایی ایجاد نمودیم.

مسئولیتها را تقسیم کردیم یکی شد رئیس ستاد دیگری شد مسئول تبلیغات و ...

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
 

مخالفت با اهانت؟!

جند روز قبل چشمم به وبلاگ یکی از همکاران مخالف افتاد . مطلبی بر ضد ملاها (مولوی ها) نوشته بود چون از اهانت بدم می آید کامنتی شدید اللحن برایش گذاشتم . آن بنده خدا متقابلا پیامی برایم گذاشته بود و گفته بود اگر شما از اهانت خوشت نمی آید چرا جلوی دوستانت را نمی گیری . آدرسی داده بود وقتی به آن آدرس مراحعه کردم خیلی ناراحت شدم چون مطلب خیلی توهین آمیز بود و آن دوست هم جایی برای نظر دادن نگذاشته بود که من آنجا برایش چیزی بنویسم و نظری بدهم .

بعدا که به وبلاگهای مختلف سر زدم چیز جدیدی دیدم . یکعده نوشته بودند ما مولوی های فلان شده را به اینصورت نابود می کنیم دیگری نوشته بود ما آخوندها را چنین و چنان می کنیم . خیلی ناراحت و متعجب شدم زیرا مولوی ها و آخوندها تا دیروز در یک سنگر بودند چه شده که به این سرعت کار به اینجا رسیده که تا  این اندازه از هم فاصله بگیرند؟ چه کسی مقصر است؟ کسانی که ساکن این استان هستند بخوبی احساس می کنند وضعیت چه اندازه فرق کرده است بنا بر این ، این چیزها را می توان بزرگترین موفقیت برای مخالفین حکومت و نمره منفی برای حکومت به حساب آورد.

اهانت به هیچ شخصی درست نیست

هر انسانی حق دارد موافق یا مخالف یک شخص سیاسی یا مذهبی یا اجتماعی و... باشد کسی نمی تواند کسی را ملامت کند که چرا موافق یا مخالف فلان شخصیت هستی . اما بنظر من اهانت هیچ شخصیتی حتی شخصیت کافر هم جایز نیست. بسیاری از بزرگان مهمترین نصیحتشان این بوده که از اهانت شخصیتها اجتناب نمایید.

بالاتر از همه حکم قرآن است که می فرماید:

 وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿108﴾

 و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ايشان را از آنچه انجام مى‏دادند آگاه خواهد ساخت (108) سوره انعام

شما می دانید شرک و بت پرستی بزرگترین گناه است خداوند دستور می دهد مشرکان را یا بتهای آنان را دشنام ندهید تا مبادا آنان نیز از روی جهالت و نادانی خداوند را فحش دهند.

با توجه به مطالب بالا از نظر ما اهانت به هیچ شخصیتی درست نیست اگر ما با شخصی مخالفیم با رعایت اخلاق اسلامی و احترام نظر مخالف خود را بیان نماییم و از بکار بردن کلمات توهین آمیز و دور از شان یک مسلمان خوب اجتناب نماییم.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

نام مستر کوک در قرآن

( بعد از جنگ جهانی دوم) استعمار گران صلیبی پس از آنکه بر بلاد اسلامی غالب شدند برای تضعیف علمای اسلام نقشه های زیادی طراحی و اجرا کردند.

یکی از نقشه هایشان بدست گرفتن اوقاف مسلمانان ( که تنها منبع درآمد علمای اسلام بود) و از بین بردن آن بود . وقتی انگلیسیها عراق را در اشغال خود داشتند انگلیسی مکاری را به نام مستر کوک مدیر اوقاف عراق قرار دادند تا او از این طریق به تضعیف علما و تضعیف اوقاف بپردازد .

روزی یکی از علمای بزرگ همراه تعدادی دیگر با مستر کوک جلسه ای داشتند و آن عالم بزرگ برای مستر کوک از عظمت قرآن سخن می گفت. آن عالم گفت: قرآن علاج همه نیازمندیهای دنیا و آخرت بشر را با خود آورده است و هیچ مطلب بزرگ و کوچکی نمانده که قرآن آن را نشمرده باشد .

مستر کوک در این موقع پرسید : آیا قرآن اسم من را هم گفته ؟ آن عالم با هوش وقتی دید مرد انگلیسی اینقدر کودن است بی درنگ جواب داد : بلی در قرآن اسم تو هم آمده است و شروع به خواندن آیه قرآن نمود : و اذا راوا تجاره او لهوا انفضوا الیها و ترکوک قائما .   (سوره جمعه)

مرد انگلیسی که از شدت تعجب چشمهایش را گرد کرده بود دچار وحشت شدیدی شد که بعدها تا مدتها این مطلب برای شیرینی مجالس نقل می شد .

نقشه های استعمار     نوشته محمد محمود صواف    ص 179   

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

روابط رو به گسترش علمای ش و س

روابط میان علمای ش و س کماکان رو به گسترش است یعنی فاصله گرفتنشان .

در این چند سالی که من به یاد دارم هیچگاه روابط این بزرگواران این اندازه خراب نبوده است . در جلسه دو هفته پیش که علاوه بر مدیران مدارس تعداد زیادی از علما حضور داشتند حاضران جلسه با شدت تمام طرح دولتی نمودن مدارس دینی را رد کردند و اعلام نمودند مردن خود را می پذیرند اما مدارس خود را دولتی نمی کنند.

چرا این طرح برای علما تا این اندازه ناراحت کننده است؟

ممکن است کسی برای علما خوب تبیین نکرده و آنها از این طرح برداشت بدی کرده اند در هر صورت این طرح از دیدگاه علما به این می ماند که مثلا بگویند : دولت طرحی می خواهد اجرا کند که بر اساس آن ممکن است سرپرست خانواده ها جابجا شوند یعنی بگویند ممکن است این مرد را به خانه ای دیگر بفرستند و برای خانواده اش مرد لایق تری بیاورند. آیا این طرح قابل پذیرش است؟

علمای شیعه نیز که مدارس دارند بخوبی می فهمند که مدارس و مساجدی که خود علما آنها را درست کرده اند جزیی از زندگی آنان به حساب می آید و به هیچ قیمتی حاضر نیستند به کسی دیگر بسپارند .

یعنی اگر برای علمای شیعه نیز چنین طرحی پیشنهاد شود هرگز نخواهند پذیرفت.

باید منتظر ماند و دید که علما تا چه اندازه به قولشان وفادار می مانند آیا به داستانهایی که سالها بر سر منبر تعریف می کردند از صبر ایوب و شکنجه های بلال و... خودشان اعتقاد دارند یا خیر.

باید دعا کرد خداوند به همه طرفها بینش و تدبیر دهد تا خدا را همه جا در نظر بگیرند.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

شکسته دلان

اشرس از وهب نقل کرده که : حضرت داود گفت : الهی این اجدک؟ خدایا کجا تو را می یابم ؟ خداوند جواب داد: عند المنکسره قلوبهم  . مرا در نزد شکسته دلان  میابی .   البدایه والنهایه ج 9 ص 353

 

معلوم شدن سه جیز

نعمان به فرزندش گفت : ای پسرم سه چیز شناخته نمی شوند مگر در وقت سه چیز .

شجاعت دانسته نمی شود مگر هنگام جنگ . برادر شناخته نمی شود مگر هنگام نیاز به او . حلم و بردباری یک شخص مشخص نمی شود مگر هنگام خشم و غضب.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

زیاد ابن ابیه                              بخش دوم

زیاد از طرفداران و عوامل حکومت حضرت علی بود تا اینکه روزی حضرت علی بخاطر آنکه پیشگیری کند تا مبادا روزی زیاد فریب بخورد و به طرف شامیها تمایل پیدا نکند نامه ای به وی نوشت و او را از فریب خوردن برحذر داشت حضرت علی در ادامه این نامه نوشته بود : قد کان من ابی سفیان فی زمن عمر فلته من حدیث النفس و نزغه من نزغات الشیطان لایثبت بها نسب و لایستحق بها ارث ، ...  ترجمه : در روزگار عمر ، ابوسفیان از آنچه در خاطر داشت سخنی گفت که خطای زبان بود و وسوسه شیطان. نه نسبی به آن ثابت می شود و نه ارثی به آن تعلق می گیرد.  (نامه 44)

زیاد وقتی نامه حضرت علی را خواند فریاد زد : شهد بها و رب الکعبه . بخدای کعبه سوگند علی بر ادعای ابوسفیان و اثبات نسب ابن زیاد شهادت داد. و همین مسئله در دل زیاد ماند تا زمانیکه به حکومت شام ملحق گردید.

مرگ زیاد

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
 

زیاد ابن ابیه     بخش یک

ابوالخیر الکندی کنیزی داشت به نام سمیه. او کنیزش را به طبیب معالجش حارث بن کلده هدیه نمود. حارث با وی همبستر شد و نافع به دنیا آمد . مدتی بعد سمیه فرزند دیگری به دنیا آورد که نامش را ابابکره گذاشتند.

حارث به شکل و رنگ ابابکره مشکوک شد و گفت : این فرزند من نیست و سمیه باغی (یعنی زناکار) است.

بهمین خاطر حارث سمیه را با غلام دخترش که عبید نام داشت ازدواج داد .

در زمان جاهلیت در شهر مکه جاهایی را پرچم می زدند و مشخص می کردند که مرکز و محل اجتماع زنان فاحشه بود.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

سفر به جاسک

جاسک بندری زیبا در جنوب ایران است این بندر در فاصله 220 کیلومتری جنوب میناب و حدود سیصد کیلومتری غرب چابهار واقع شده است این بندر بسیار تاریخی و مهم است در روزگار قدیم اولین جایی که انگلیسیها آنجا را به عنوان پایگاه و مرکز تجارت خود برگزیدند جاسک بود .

این شهرستان حدود پنجاه هزار جمعیت دارد که از نظر قومیتی اکثر ساکنانش بلوچ می باشند .

قسمت و تقدیر چنین بود که من حدود پنج سال در آن منطقه خدمت نمایم.

نحوه رفتن من به آنجا جالب بود .

بخش نصرت آباد یکی از بخشهای قدیمی زاهدان است که حدود 90 کیلومتری شمال زاهدان قرار دارد این منطقه از نظر دینی بسیار محروم و عقب افتاده بود و همیشه محل درگیری و جنگ بود مولانا هر چه علما را دستور داد که بروند و تبلیغ کنند و مردم را آگاه کنند کسی نرفت مولانا عصبانی شدند و به مولانا احمد و مولانا جان محمد فرمودند شما (به دلیل آنکه فامیل شما نارویی است و از اقوام نصرت آبادیها به حساب می آیید) باید خیمه ای تهیه کنید و به آنجا بروید و تبلیغ کنید و حتی اگر لازم شد همسران خود را طلاق دهید اما این خدمت مهم را نباید ترک نمایید. آن بزرگواران نیز نرفتند من قبول کردم و به تنهایی به آنجا رفتم . حدود یک ماه آنجا خدمت نمودم موقعی که برگشتم بخشدار آنجا به مولانا گفته بود که همین ملا را بفرستید تا بعنوان امام جمعه نصرت آباد به مردم آنجا خدمت نماید.

مولانا به من دستور اکید دادند که حتما باید بروم نصرت آباد.

من وقتی با برخی از دوستان عاقل و فهمیده مشوره  کردم آنان گفتند ما صلاح نمی دانیم شما به آنجا بروید زیرا امام جمعه بودن فقط به دو رکعت نماز نیست آنجا باید برای مردم که بیشترشان زندان هستند کار کرد و همینطور متقابلا برای حکومت . مردم و حکومت هر دو فهم درستی ندارند و لذا ممکن است از هر طرفی متهم قرار بگیری . یعنی ممکن است دولتیها بگویند این با مردم است و یا مردم بگویند این حکومتی است.

چون بزرگان همه اصرار داشتند شدیدا تحت فشار بودم و بهمین خاطر پریشان بودم . استخاره نمودم خواب دیدم که به جایی رفته ام در  خواب محلی که باید بروم را بخوبی دیدم طوری که در ذهنم ماند .

حیران شدم اینجا کجا است تا اینکه همراه دوستان مبلغ رفتم به جاسک . شب وقتی به روستای لوران رفتیم دیدم این همان جا است که در خواب دیده بودم .

به این صورت من به جای رفتن به نصرت آباد رفتم به جاسک.

مردم جاسک بسیار با محبت و خوب هستند خدواند کمکم کرد و بخوبی  پنج سال آنجا خدمت نمودم. همه بزرگان آن شهر مثل میر حسن قشمی ، حاج یعقوب ارجمندی ،  موسی آبکار و حاج شهمراد، حاج کوپیشی ، آتش پرور و دیگر بزرگان بسیار محبت می کردند و هر کمک و راهنمایی لازم داشتم دریغ نمی نمودند.

مسئولین حکومتی با مسئولین حکومت بلوچستان زمین تا آسمان فرق دارند. هیچ نوع تعصب و تبعیضی نبود مردم شیعه و سنی و بلوچ و فارس در کنار همدیگر بخوبی زندگی می کردند.

بیشتر مسئولین با من دوست بودند و از هیچ کمکی دریغ نمی نمودند . آقای افسری معاون فرماندار جاسک (که بعدا فرماندار شد) که از جوانان رودان بود خیلی با من دوست بود هر وقت از شهر خسته می شد به من می گفت این هفته برای نماز جمعه به فلان منطقه برویم دو نفری با ماشین فرمانداری می رفتیم  آنجا . آقای افسری سخنرانی سیاسی می کرد و مطالبی که لازم می دانست به اطلاع مردم برساند می گفت و من سخنرانی دینی می نمودم و نماز جمعه را اقامه می نمودیم و طرفهای عصر به شهر  بر می گشتیم .

من در سال 71 به دستور مولانا به زاهدان بازگشتم اما محبت مردم آنجا را هیچگاه فراموش نکردم و هر سال برای دیدن آنان به جاسک می روم .

بسیار متاثر می شوم وقتی می بینم جای بسیاری از دوستان قدیمی من خالی است . آنان به رحمت خدا رفته اند.

برای دیدن آنان به کنار قبرهای آنان می روم و به یاد آن بزرگواران فاتحه ای می خوانم .

برخی از کسانی که از دنیا رفته اند . حاج میر حسن قشمی ، حاج یعقوب ارجمندی ، حاج موسی آبکار، حاج شهمراد، حاج کوپیشی، و...

خداوند روح همه رفتگان را شاد نماید و همه زندگان را محفوظ دارد.

برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

سفر به بندر جاسک    بخش یک

من مدت چند سال در شهر زیبای بندر جاسک خدمت نمودم بهمین خاطر تقریبا هر سال یک بار به دیدن دوستان آن منطقه می روم .

از آنجا که سال گذشته نتوانسته بودم به آنجا بروم دلم برای دیدن دریای زیبای جاسک  و مردم مومن آندیار تنگ شده بود همراه دو نفر از دوستان عازم سفر شدیم.

منوجان

منوجان منظقه زیبایی است که در مرز استان کرمان و هرمزگان واقع شده است ( تقریبا در فاصله ۱۰۰ کیلو متری کهنوج واقع شده است. ) شغل اکثر مردم آندیار کشاورزی بود که متاسفانه بر اثر حشکسالی و نبود امکانات کشاورزی بسیاری از مردم به کارها و شغلهای دیگری مثل دشتفروشی و.. مشغول شده اند.

سر راهمان به شهر منوجان نیز سری زدیم . به دیدن دوستان قدیمی رفتیم. معمولا انسان گذر ایام و سالها را خیلی احساس نمی کند اما وقتی مردم یک منطقه را بعد از چند سال ببیند متوجه می شود که روزگار بی وفا چه زود می گذرد.

برخی از بچه های کوچکی که زمانی شاگرد ما بودند را دیدم که فرزند داشتند و دوستان پیر را دیدم که فلج شده و خانه نشین شده بودند .

حاج شفیع محمد یکی از بزرگان منوجان که اکنون بر اثر بیماری خانه نشین شده است.

حاج احمد زارعی برادر حاج شفیع از بزرگان بلوچ منوجان

قلعه منوجان

منظره ای از مسجد و منطقه نحلستانی منوجان. چون تصویر بعد از نماز صبح که هوا هنوز روشن نشده بود گرفته شده کیفیت متاسفانه خوب نیست

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

دیدار با حاج  محمد حسین رئیسی

امشب بعد از نماز عشا دوستان خبر دادند که در منزل فلان دوست حاج محمد حسین رئیسی تشریف آورده اند.

وقتی به آنجا رسیدم تعدادی از دوستان (مثل حاج مهدی گرگیچ – پرویز بهادرزهی – دکتر مجاهد – عیدمحمد – حاج محمد – مهندس شهنوازی و...)  مقابل حاج رئیسی نشسته بودند و جناب آقای رئیسی در مورد یک مطلبی از وقایع چابهار داشت سخن می گفت و همه ساکت بودند.

حدود نیم ساعتی که نشستیم ایشان همچنان داشت سخن می گفت در این موقع سفره را  آوردند . بعد از شام مجددا حاج آقا شروع به سخن نمود . سخنان حاج آقا جذابیت دارند و همه گوش می نمایند مجلسش خسته کننده نیست بعد از مدتی بالاخره فرمودند الان رسیدیم به اصل موضوع . همه خندیدند و گفتند یعنی همه این مطالبی که قبلا فرمودید مقدمه بودند .

در مجموع مجلس بسیار جالبی بود از خاطرات و تجارب حاج رئیسی استفاده بردیم . خدا همه را حفظ فرماید.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

با پنج کس دوستی مکن

جعفر صادق رضی الله عنه می فرمایند: با پنج کس دوستی مکن

1- دروغ گو   - زیرا او مانند سراب است و تو را گول می زند دور را نزدیک نشان می دهد و نزدیک را دور.

2- احمق  - احمق یعنی نادان زیرا تو در نزد وی هیج جایگاهی نداری او وقتی بخواهد به تو نفعی برساند ضرر می رساند.

3- بخیل – زیرا او چیزی را که در زمان سختی خیلی به آن نیاز داری از تو دریغ می نماید.

4- ترسو  -  زیرا در زمان شدت و سختی تو را تنها رها می کند و می گریزد.

5- فاسق (کسی که علنا گناه می کند و از گناه علنی شرمنده نمی شود) زیرا تو را به یک لقمه نانی یا کمتر از آن می فروشد . پرسیدند کمتر از آن یعنی چه؟ فرمود: طمع به لقمه نانی که هرگز به آن نمی رسد.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

نام یک صحابی در قرآن

خداوند در قرآن کریم در مورد تعداد زیادی از یاران پیامبر آیاتی نازل فرموده است اما  از هیچ کدام نام نبرده اند تنها صحابی که نامش در قرآن ذکر شده ، " زید " است.

زید کیست؟

روزی حضرت خدیجه به بازار رفته بود در بازار برده فروشان چشمش به پسر کوچک قشنگی افتاد . حضرت خدیجه آن پسرک را خریداری نموده به خانه آوردند.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
 

شعر

شبهاي بلند بي عبادت را چه کنم

طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

گويند کريمي است، گنه ميبخشد

 گيرم ببخشد،از خجالت چه کنم

شاعر : ناشناس

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

دیدار با مولانا عبدالصمد سیستانی

 

مولانا عبدالصمد معروف به مفتی عبدالصمد یکی از علمای بزرگوار و بسیار مخلص استان است که سالهاست در شهر زابل اقامت دارند.

ایشان علاقه خاصی به درس قرآن کریم دارند بهمین خاطر در تفسیر قرآن تبحر ویژه دارند . در هر مجلسی که باشد سعی می کنند حداقل یک آیه از قران را ترجمه و تفسیر نمایند.

ایشان مدتی به عنوان امام جمعه اهل سنت شهر زابل خدمت می کردند .

هر کس ایشان را ببیند متوجه می شود و احساس می کند که اخلاص دارد.

 با خوش اخلاقی و زبان شیرین خود سعی در راهنمایی مردم می نمایند.

 بخاطر همان علاقه به درس قرآن کریم در نقاط مختلفی در شهر زابل و اطرافش کلاس ترجمه قرآن دایر نموده اند و جمع کثیری از برادران و خواهران مشتاق فهم قرآن کریم در آن مجالس شرکت می کنند .

در زمینه فقه نیز معلومات کامل دارند بهمین خاطر ایشان در آن دیار به نام مفتی معروف شده اند . بنده هر وقت بخواهم میان دو گروه اختلافی را حل نمایم و به اصطلاح مردم بین دو گروه شریعت کنم قبل از آنکه نظر خودم را ابراز دارم به ایشان زنگ می زنم و پس از شنیدن جواب ایشان مطمئن می شوم و به راحتی مسئله را حل می کنم.

جناب مفتی عبدالصمد به مردم و سرزمین سیستان خیلی علاقه دارند طوری که بارها به ایشان پیشنهاد شده جاهای دیگری خدمت کنند اما او گفته است من در میان این مردم فقیر زندگی کرده ام و بنا بر این می خواهم برای آنان خدمت کنم. برای ایشان و همه علمای مخلص آرزوی موفقیت و سلامتی می نماییم .

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

شب عید

بعد از نماز مغرب تلفنم شروع به زنگ زدن نمود . دوستان و آشنایان از شهرهای مختلف زنگ می زدند و در مورد عید سوال می کردند به بعضی از آن بزرگواران می گفتم هنوز خبری نیست و به بعضی می گفتم نیم ساعت دیگر زنگ بزنید. برخی از آن بزرگواران کسانی بودند که در مناطق خودشان مرجع و پاسخگوی مردم خود به حساب می آمدند و مردم منتظر نظر و حرف آنان بودند لذا باید می رفتم و از نزدیک از بزرگان جواب می گرفتم و به آن بزرگواران منتقل می نمودم. به همین خاطر رفتم حوزه .

دفتر مولانا خیلی شلوغ بود جناب دکتر باقر کرد و دکتر مبارکی نیز در کنار مولانا نشسته بودند .

کسانی که از جاهای مختلف ماه را دیده بودند برای مولانا زنگ می زدند و مولانا به سخنان آنان را گوش می دادند .

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
 

سفر به خاش

شب 29 رمضان مراسم پایانی جلسات ختم قرآنی است در شهر زاهدان کلیه مساجد قبل از 29 مراسم خود را تمام می کنند و در 29  در مسجد مکی اجتماعی عظیم برپا می شود . من امسال خیلی مایل بودم در این اجتماع بزرگ شرکت کنم . اما دوستان عزیزم از شهر خاش مرتب زنگ می زدند و اصرار داشتند همچون سالهای قبل در اجتماع آنان شرکت کنم. برای آنکه برای خود عذری پیدا کنم به جناب مولانا عبدالستار حسین زهی امام جمعه مسجد حنفای خاش گفتم من باید از مولانا اجازه بگیرم اگر اجازه دادند می آیم ولی اگر اجازه ندادند شما از ما گلایه نفرمایید. قبول کردند . رفتم خدمت مولانا وقتی مطلب را یاد آوری نمودم فرمودند خیلی خوب است شما بروید و شرکت کنید هر چه بهانه آوردم فرمودند نه خیلی خوب است شما حتما شرکت کنید.

ناچار همراه چند نفر از دوستان بعد از ظهر دیروز به طرف خاش راه افتادیم.

ادامه مطلب و تصاویر بیشتر را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
  ساعات و لحظات پایانی ماه مبارک رمضان

در احادیث نبوی است که دعای برادر در حق برادر خود در جایی که آن برادر حضور ندارد مورد قبول خداوند خواهد شد

در این لحظات از ماه مبارک رمضان چقدر جالب خواهد بود اگر یک دعای خیر برای ما محرومین و مستضعفین هم بفرمایید  .

طاعت و عبادات قبول درگاه حق

التماس دعا

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

مشکلات پیچیده منطقه ما

من در مناطق مختلف بلوچستان گشته ام هیچ مشکل ریشه ای بین مردم و حکومت وجود ندارد مردم حکومت و رهبرانش را پذیرفته اند اما بغض و عقده شخصی نسبت به مامورین بسیار زیاد است .

این بغضها چگونه بوجود می آید؟

بطور مثال یک  نمونه : من بارها دیده ام و بیشتر مردم زاهدان نیز دیده اند مثلا پسر بچه ای یا جوانی از بیکاری یک کارتن امبه یا موز پاکستانی آورده حاشیه خیابان تا بفروشد ناگهان ماشین مامورین محترم می رسد پس از ضرب و شتم پسر بچه کارتن میوه اش را داخل ماشین خود انداخته و می برند . این جوان چه اندازه عقده ای می شود. و...

امروز

امروز صبح وقتی می خواستم به دفتر مولانا بروم دیدم تعداد زیادی جوان در اتاق اول دفتر نشسته اند . وقتی به دفتر مولانا وارد شدم فرمودند شما برو و به درد دل این جوانان شاکی گوش بده تا شاید قدری از درد و رنجشان کاسته شود.

گوشه ای نشستم و جوانان دورم جمع شدند و ماجرایشان را اینگونه برایم تعریف نمودند:

دیشب بعد از نماز تراویح وقتی از مسجد حضرت علی بیرون آمدیم ناگهان دیدیم سمندی ترمز کرد

بقیه مطلب را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
 

مشغولیتهای ما در ماه مبارک رمضان

ماه مبارک رمضان ماه  بسیار عزیز و مبارکی است در این ماه مساجد ما به لطف خداوند پر از نمازگزار هستند همه نمازها بخصوص نماز تراویح .

در اغلب مساجد خواهران نیز در نماز تراویح مشارکت دارند. در دهه اخیر جنب و جوش خاصی پدید می آید متولیان هر مسجدی برای ختم نمودن کلام پاک خدا یک شبی را تعیین می نمایند و رسم شده برای شبی که قرآن ختم می شود یکی از علما را دعوت می کنند تا برای مردم سخنرانی نموده و دعای پایانی را بخواند. چون تعداد علمای معروف اندک هستند تلاش ایمه و متولیان مساجد برای وقت گرفتن از یک عالم بسیار زیاد است .

بنده بیشتر اوقاتم را در مسجد حضرت عمار بودم . شب نوزدهم مردم منطقه چاه احمد که نزدیک قلعه بید است زنگ زدند و زیاد اصرار نمودند که به آنجا بروم بالاخره مجبور شدم به آنجا رفتم جمع نسبتا خوبی بودند .

شب 23 نیز امام جمعه کورین جناب مولوی عبدالحمید شه بخش  برای منطقه گلچاه (کلچات)  دعوت کرده بود به اتفاق تعدادی از دوستان به گلچاه رفتیم آنجا نیز مردم زیادی جمع شده بودند تا ساعت 11و نیم مراسم به پایان رسید و ما به زاهدان بازگشتیم.

 

دیشب 25 رمضان مسجد عمار ختم قرآن داشتیم از آنجا که من همیشه در خدمت این عزیزان هستم برای آنکه تنوعی بشود و برای مردم تازگی داشته باشد تصمیم گرفته بودم از یک فرد غیر ملایی استفاده نماییم چند روز پیش به جناب محمود براهویی نژاد پیشنهاد دادم سخنرانی بکند البته با این شرط که همه حرفهایش دینی باشد و به طرف دنیوی که برای خودش و ما دردسر آفرین باشد نرود با کمال میل قبول فرمودند اما از دیروز عصر تا نمار عشا که برایش دهها بار زنگ زدم جواب نداد هنوز او را ندیده ام که بدانم آیا مشکلی برایش پیش آمده یا از جلسه ما فرار کرد نمی دانم.

خلاصه بفضل خدا جلسه دیشب بخوبی برگزار شد .

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

چه بنویسیم ؟

چند روز است در فکرم چه بنویسم ؟ آیا خداوند را راضی کنیم یا بندگانش را؟

اگر بگوییم خداوند غفور و رحیم است و بخشنده و مهربان ، بندگانش را راضی کنیم . در این صورت مشکلی که وجود دارد بندگان خدا هم یک فکر نیستند چندین دسته هستند و با یکدیگر شدیدا مخالف هستند اگر این یکی را راضی کنیم آن دسته دیگر ناراحت می شوند .

شما حتما خواهید گفت بندگان را گم کن و رضای الله را مد نظر قرار بده. این سخن کاملا درست و مطلوب است اما مشکلی که وجود دارد ایمان ما مقداری مشکل دارد.

اگر صورتی پیدا شود که بگونه ای بنویسیم که هم خدا راضی بشود و هم بندگانش بسیار عالی خواهد بود

پس چه کنیم و چگونه بنویسیم که هم خدا راضی بشود و هم بندگانش ؟

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

شب قدر

پیامبر اکرم چند بار کل رمضان را اعتکاف نمود تا بفهمد شب قدر چه شبی است بالاخره متوجه شد در ده روز اول نیست باز تلاش نمود تا اینکه متوجه شد در ده روز دوم هم نیست .

پیامبر خدا تلاش بسیار کرد تا همان روز را دقیقا مشخص کند تا امتش اذیت نشوند اما حکمت خداوند همین بود که در ده روز اخیر مخفی بماند تا تنبلها از تلاشگران و زحمتکشان مشخص شوند.

پیامبر خدا فرمودند : شب قدر را در ده روز اخیر رمضان جستجو نمایید.

وقتی شب قدر می شود حضرت جبرئیل امین همراه جمع بزرگی از فرشتگان به زمین می آیند به همراه حضرت جبرئیل پرچم سبز رنگ بزرگی است آنرا روی خانه کعبه نصب می کنند و سپس جبرئیل به فرشتگان همراهش دستور می دهند تا بروند روی کره زمین بگردند و هر جا کسی را در حال عبادت و یا نماز و ذکر دیدند بر او سلام کنند و اگر او دعایی کرد بر دعایش آمین بگویند. آن فرشتگان می گردند تا اینکه بامداد بدمد آنگاه حضرت جبرئیل صدا می زند : معاشر الملائکه الرحیل الرحیل  ای جمع فرشتگان بازگشت .

فرشتگان می پرسند : ای جبرئیل خداوند در مورد نیازمندیهای امت محمد چه کرد؟ جبرئیل می گوید : خداوند در این شب به سوی  آنان نظر کرد پس از همه آنان گذشت نمود و عفوشان کرد مگر چهار شخص را نبخشید.

اصحاب رسول خدا از ایشان سوال کردند : آن چهار شخص چه کسانی هستند ؟ پیامبر فرمودند: یکی معتاد به مشروب

دوم کسی که با پدر و مادر خود قهر و قطع است

سوم کسی که با خویشاوندان خود قهر است و قطع صله رحمی نموده است.

چهارم کسی که دلش پر از بغض و کینه نسبت به مسلمانی است.

 التماس دعا   در شبهای قدر

ضمنا امسال صدقه فطر برای هر نفر حداقل هزار تومان اعلام شده است هر کسی را خداوند نعمت داده باید بیشتر از هزار تومان به فقرا و نیازمندان کمک نماید.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

مرگ مامون

مامون پسر هارون الرشید بود مامون در طوس بود و فرزند دیگرش امین در بغداد.  بعد از مرگ هارون الرشید امین پسر دیگر هارون جانشین وی شد اما دیری نگذشت که بین دو برادر اختلاف  و جنگ پدید آمد که بالاخره منجر به پیروزی مامون و قتل امین شد.

مامون چون مادرش ایرانی بود دچار انحرافات فکری فراوانی بود طوری که کلا تغییر مذهب داد و از اهل سنت به مذهب منحرف معتزله روی آورد .

مامون به این (یعنی تغییر مذهب خودش) بسنده نکرد بلکه به همه بلاد اسلامی دستور صادر کرد همه جا علما  و داشمندان را مورد بازجویی قرار دهند و باصطلاح تفتیش عقاید کنند و با کسانی که حاضر نیستند تغییر مذهب دهند شدیدا برخورد نمایند.

علمای بزرگ بر اثر فشارهای شدید روانی با توجیه اینکه خدا اجازه داده در شرایط سخت کفر را بر زبان جاری سازند (الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان) یکی بعد دیگری تغییر مذهب می دادند .

تا جاییکه در همه کشور اسلامی فقط تعداد معدودی از علما باقی ماندند مامون طی نامه ای به

با ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
  آخرین وصیت حضرت علی

حضرت علی قبل از وفاتش به عنوان وصیت نامه فرمودند:

قاله قبل موته علی سبیل الوصیه

حضرت علی قبل از وفاتش به عنوان وصیت چنین فرمودند:

«وصیتی لکم ان لاتشرکوا بالله شیئا و محمد صلی الله علیه و آله.فلا تضیعوا سنته.اقیموا هذین العمودین و اوقدوا هذین المصباحین و خلاکم ذم.انا بالامس صاحبکم والیوم عبرة لکم وغدا مفارقکم.ان ابق فانا ولی دمی و ان افن فالفناء میعادی.و ان اعف فالعفو لی قربة و هو لکم حسنة. فاعفوا "الا تحبون ان یغفرالله لکم".» نهج البلاغه نامه ۲۳

سفارش من به شما این است که برای خداوند شریک قایل نشوید و سنت محمد صلی الله علیه وآله را تباه نسازید.این دو ستون (توحید خداوند و سنت رسول خدا) را به پا دارید تا از هر نکوهشی در امان مانید.من دیروز یار و هم‏نشین شما بودم و امروز مایه عبرتتان هستم و فردا از شما جدا خواهم بود. اگر - از این ضربت پسر ملجم - جان به سلامت‏بردم، خودم صاحب خونم هستم و اگر مردم همانا مرگ وعده‏گاه دیرین من است. اگر وی را ببخشم، این بخشش باعث نزدیکی من به خداست - و اگر شما عفو کنید - برای شما نیکوکاری است.پس از او درگذرید! «آیا دوست ندارید که خداوند نیز شما را بیامرزد!

مهمترین نکات این وصیت نامه 

۱- شرک نکردن به خداوند   زیرا شرک بزرگ ترین گناه است و خداوند شرک را هرگز نمی بخشد. (ان الله لایغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذالک لمن یشاء)

۲- پایبندی و تمسک به سنتهای رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم.  هر عملی که ما انجام می دهیم می بایست مطابق با سنت رسول خدا باشد در غیر اینصورت هیچ ثوابی نمی رسد.

اتباع رسول خدا در همه امور واجب است .

عملی که مخالف سنت باشد را بدعت می گویند و بدعت جرم سنگینی دارد.

۳- عفو و بخشش حتی از ابن ملجم.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور